دامني از گل( از مجموعه حكايات گلستان سعدي)
پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت این فرزند توست، تربیتش
همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیبخدمت کرد و متقبل شد
و سالی چند برو سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل
و بلاغت منتهیشدند. ملک دانشمند را مؤاخذت کرد و معاتبت فرمود
که وعده خلاف کردی و وفا به جا نیاوردی. گفت بررأی خداوند روی
زمین پوشیده نماند که تربیت یکسان است و طباع مختلف
بر همه عالم همیتابد سهیل
جایی انبان میکند جایی ادیم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ ساعت 19:37 توسط مصطفایی - سرگروه دالاهو
|

این پنجره برای ارتباط با دبیران گرامی زبان و ادبیّات فارسی دورۀ اوّل متوسطه گشوده شده است.