دانش های زبانی وادبی فارسی پایه نهم از درس دهم تا پایان کتاب

درس 10

                                                  تلمیح

تلمیح آن است که شاعر یا نویسنده ای به طور غیر مستقیم به آیه ، حدیث ، داستان ، یا یک رویدادتاریخی اشاره کند ، مانند مصراع  "بر کمانش تیر آرش را نمی‌دیدند "که به داستان آرش کمانگیر اشاره می کند.

ادامه نوشته

دانش های زبانی وادبی فارسی هشتم از درس هشتم تا پایان کتاب

درس 8

صفت بیانی   

هرگاه بخواهیم برای اسمی توضیحی بیاوریم ؛ مثلاً رنگ ، اندازه ، جنس و  .  .  . آن را بیان کنیم بعد از نقش‌نمای اضافه (کسره) از صفت بیانی استفاده می‌کنیم ، در این صورت یک گروه  اسمی شامل هسته (موصوف) و صفت بیانی خواهیم داشت. درنمونه‌های زیر برای قلم(هسته) چند صفت بیانی آورده‌ایم . واژه های بعد از قلم،صفت بیانی هستند:          قلمِ  آبی  -  قلمِ  بزرگ  -  قلمِ  چوبی  -  قلمِ  خوب  -  قلمِ  زیبا  -  قلمِ  شکسته

ادامه نوشته

شعر پروین در متوسطه اوّل

ای مرغک

ای مرغک، از معروف‌ترین شعرهای پروین است که وی در دوازده سالگی سروده است. قالب این شعر «اعنات» است، یعنی علاوه بر حفظ قافیه در مصراع‌های زوج، درمصراع‌های فرد نیز کلمات قافیه مانند آورده شده است. به طور مثال کلمات «پریدن» و «چمیدن» کلمات قافیه هستند اما در مصراع‌های فرد نیز کلمات «آشیانه» و «کودکانه»، هم‌وزن و قافیه مانند هستند. این شعر در کتاب درسی اول راهنمایی یا متوسطه اول دوره اول قرار دارد. همچنین پیروی پروین از سبک شعری و اصطلاحات سعدی، به خوبی دیده می‌شود.[۷۷] به عنوان نمونه، مصراع آخر این شعر این‌گونه است: «بر مردم چشم دیدن آموز» که معنی کلمه مردم در این‌جا، مردمک چشم است که در شعرهای سعدی نیز بیشتر جاهایی که کلمه مردم به کار رفته، منظور مردمک چشم است.[۷۷]

آرزوی پرواز

شعر «آرزوی پرواز»، مناظره‌ای در قالب مثنوی بین جوجه کبوتر و مادرش است که در کتاب درسی اول راهنمایی یا متوسطه اول دوره اول، قرار دارد. سبک شعری این مثنوی نشان دهنده پیروی پروین از سبک مولانا است؛ زیرا در این شعر، آرایهٔ ادبی تمثیل دیده می‌شود که اغلب سبک شعرهای مولانا است. در این شعر جوجه کبوتر با خودسری شروع پرواز می‌کند اما چون هنوز پرواز را بلد نیست، از پا می‌افتد و مادرش شروع به نصیحت کردن جوجه کبوتر می‌کند؛ و در پایان شعر به مفهوم «باتجربه شدن در سایهٔ سعی و تلاش» اشاره می‌شود.[۷۷][۷۸]

متاع جوانی

شعر متاع جوانی در کتاب سال اول دبیرستان یا متوسطه اول دوره دوم چاپ شده است که مناظره‌ای بین جوان و پیرمرد است. محتوای این شعر، استفاده از تجربه‌های دیگران و غنیمت شمردن دوران جوانی است. قالب این شعر، غزل است و دارای ۷ بیت می‌باشد.

شعرنو

شعر نو فارسی

شعر نو فارسی عنوانی است در برابر شعر کهن فارسی از آنجا که در وزن عروضی و قالب از شعر کهن سنتی پیروی نمی‌کند را شعر نو می‌نامند. شعر نو شامل قالب های نیمایی و سپید و موج نو است و در قوالب دیگر بر اساس توجه شاعر به زبان و مفاهیم روز ، عنوان "نو" به عنوان پسوند به نام قوالب افزوده می شود . مانندغزل نو. منظومه ی افسانه اثر نیما یوشیج را سر آعاز شعر نو می دانند.

ادامه نوشته

ادبیّات بومی (لباس های محلّی مردم کرمانشاه)

لباس‌های محلی استان کرمانشاه از مهم‌ترين جاذبه‌های فرهنگی اين استان به‌شمار می‌رود که با رنگ‌ها و طرح‌های زيبا و برگرفته از طبيعت چهار فصل اين منطقه، همواره برای گردشگران اين ديار جذاب و جالب توجه بوده است. لباس‌های محلی استان کرمانشاه با توجه به نوع اقليم، آب و هوا و فرهنگ هر منطقه از استان، به اشکال گوناگونی درآمده و تنوع فرهنگی و اقليمی اين استان تاريخی را به خوبی به نمايش می‌گذارد.

ادامه نوشته

ضرب المثل های مشهور ایران (1)

نشخوار آدمیزاد حرف است:

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است.

نشسته پاک است:

به شوخی، شخصی است که به تمیزی بدن و جامه اش بی اعتناست.

نصیب کسی را کسی نخورد:

همانند: روزی کس را، کس نخورد.

نطقش کور شدن:

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

نظر زدن :

به چشم بد نگاه کردن، از نظر عوام چشم زخم بودن.

نشادرش تند است:

به شوخی، در کارها شتاب وعجله میکند

نسیه آخر به دعوا رسیه:

همانند: معامله نقدی بوی مشک میدهد.

نزن در کسی را تا نزنند درت را:

همانند: چو بد کردی مباش ایمن ز افات

نشترش بزنی خونش درنمی اید

در نهایت خشم و عصابیت است، سخت آشفته است.

نرم کردن:

شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن

نرم نرم پوست کندن:

آرام آرام و به ملایمت کار خود را به ضرر دیگری فیصله دادن

 

مختصری درباره زبان لکی

زبان لکی از گروه زبانهای غربی شمالی زبانهای ایرانی است. مرکز ثقل جمعیتی گویشوران آن در غرب ایران، در ناحیه‌ی اطراف رود سیمره  میباشد. محدوده‌ی بین شهرهای خرم‌آباد، کرمانشاه، همدان و ایلام، شامل شمال و شمال‌غرب استان لرستان، جنوب‌غرب استان کرمانشاه، جنوب استان همدان و شرق و شمال‌شرق استان ایلام، ناحیه‌ای است که لک‌زبانان در آن در اکثریت هستند. جمعیتی  از لک‌زبانان به صورت مهاجر در شهرهای مهاجرپذیر ایران مانند تهران و جمعیتی از آنها به حالت تبعید در سده‌های گذشته در قزوین، کلاردشت و سایر مناطق کشور زندگی میکنند . متاسفانه در مقطع فعلی آمار قابل اعتنایی در خصوص لکهای مهاجر و یا کوچانده شده، وجود ندارد. لکها همچنین در عراق و احتمالا در  ترکیه حضور دارند. درباره‌ی لکهای خارج از ایران نیز گزارش مستندی در دست نیست. با این حال  بدون ارائه سند نمیتوان وجود گویشوران این زبان را در این کشورها که در همسایگی مرکز ثقل جمعیتیش هستند، رد کرد . احتمال اینکه در بین مردم لر و کرد عراق و ترکیه لکها به صورت جزایر  زبانی و  یا  گروههای مستحیل‌شده باشند، وجود دارد.

ادامه نوشته