زبان لکی از گروه زبانهای غربی شمالی زبانهای ایرانی است. مرکز ثقل جمعیتی گویشوران آن در غرب ایران، در ناحیه‌ی اطراف رود سیمره  میباشد. محدوده‌ی بین شهرهای خرم‌آباد، کرمانشاه، همدان و ایلام، شامل شمال و شمال‌غرب استان لرستان، جنوب‌غرب استان کرمانشاه، جنوب استان همدان و شرق و شمال‌شرق استان ایلام، ناحیه‌ای است که لک‌زبانان در آن در اکثریت هستند. جمعیتی  از لک‌زبانان به صورت مهاجر در شهرهای مهاجرپذیر ایران مانند تهران و جمعیتی از آنها به حالت تبعید در سده‌های گذشته در قزوین، کلاردشت و سایر مناطق کشور زندگی میکنند . متاسفانه در مقطع فعلی آمار قابل اعتنایی در خصوص لکهای مهاجر و یا کوچانده شده، وجود ندارد. لکها همچنین در عراق و احتمالا در  ترکیه حضور دارند. درباره‌ی لکهای خارج از ایران نیز گزارش مستندی در دست نیست. با این حال  بدون ارائه سند نمیتوان وجود گویشوران این زبان را در این کشورها که در همسایگی مرکز ثقل جمعیتیش هستند، رد کرد . احتمال اینکه در بین مردم لر و کرد عراق و ترکیه لکها به صورت جزایر  زبانی و  یا  گروههای مستحیل‌شده باشند، وجود دارد.

شباهت واژگان زبان لکی به گونه هایی از زبانهای کردی و لری، در کنار شباهت فرهنگی قوم لک به کردها و لرها، مدتها پژوهشگران را در مورد  تبارشناسی این زبان به اشتباه می‌انداخت. بیشتر نظریه هایی که تبار لری برای لکی قائل بوده اند مبنا را واژگان مشترک قرار داده بودند. در حالیکه در حوزه دستور زبان، تفاوتهای چشمگیری بین زبانهای لری با لکی دیده میشود. نظریاتی که به تبار مشترک زبانهای کردی و زبان لکی پرداخته‌اند هرچند به واقعیت نزدیکترند اما بری از استدلالات شمی نبوده‌اند. از جمله مینورسکی مردم‌شناس روس، لکی را گونه‌ای از گویش کردی جنوبی میدانست. این نقل‌قول و بیشتر نقل قولهای مشابه آن که اکثرا ماحصل پژوهشهای سنتی نیمه اول قرن گذشته بوده‌اند، مبنای استدلالات خود را شباهتهای دستوری قرار میداده‌اند که نه تنها بین زبان لکی و زبانهای کردی تبار از قبیل سورانی و کرمانجی، بلکه بین لکی و دیگر زبانهای گروه زبانهای ایرانی غربی شمالی از قبیل بلوچی، تالشی، وفسی، هورامی، نائینی،شهمیرزادی و  تاتی، نیز ممکن است مشترک باشند. از  مولفه‌های 24 گانه‌ی رده‌شناختی، 15 موردشان بین 12 زبان ایرانی که دبیرمقدم در کتاب رده‌شناسی زبانهای ایرانی خود بررسی کرده است مشترکند.  این احتمال وجود دارد که تعداد مولفه‌های مشابه بین زبانهای گروه خاص مورد نظر ما، یعنی گروه غربی شمالی، از این هم بیشتر باشد. از آنجایی که رده‌شناسی زبان تنها یکی از معیارهای تبارشناسی آن محسوب میشود، باید با ظرافت بیشتری در این مورد اظهار نظر کرد. از جمله دبیرمقدم پس از اشاره به نظام مطابقه  یگانه و یکدست در گونه های کردی جنوبی نظیر ایلامی و کرماشانی از یک سو و نظام مطابقه دوگانه لکی و گونه های دیگر کردی مانند کردی سنندجی و مهابادی از سوی دیگر ، نقل قول مذکور از مینورسکی را زیر سوال میبرد ولی با این حال محتاطانه مینویسد : " نگارنده نمیتواند و جایز نمیداند بر مبنای این شباهت کلی میان نظام مطابقه در لکی از یک طرف، و نظام مطابقه در گونه‌های مذکور از طرفی دیگر ، درباره‌ی ارتباط آنها هیچ نتیجه ای را ابراز کند" . همچنان مطالعات تبارشناختی و رده‌شناختی زبان لکی در مراحل ابتدایی خود است. بنابراین هرگونه بررسی گویش‌شناختی در مورد این زبان باید با مطالعه میدانی دقیق و بدون استفاده از ارجاعات کلی صورت بگیرد.

همچنین خالی از فایده نیست که اشاره شود یکی از  زبانهای داغستان " لکی" نام دارد و مردمان آن هم  لک خوانده میشوند. بررسی دستور زبان این مردم  نشان میدهد که این تنها یک تشابه اسمی است و لکی داغستان، به لحاظ زبان‌شناختی به هیچ وجه نمیتواند یک زبان ایرانی باشد، هرچند منطقه‌ی داغستان به لحاظ تاریخی پیوستگیهای عمیقی با ایران دارد. همانطور که پژوهشگران زبانهای قفقازی نشان داده‌اند، زبان مذکور یکی از زبانهای خانواده زبانی قفقازی شرقی است.